مسعود بیگی

فعال حوزه کارآفرینی

اقتصاد دیجیتال مدت‌هاست که در جهان به یک موضوع مهم تبدیل شده است؛ چه از منظر حجم اقتصادی و ارزش افزوده آن و چه از منظر ارتباطش با مفاهیمی چون کارآفرینی، اشتغال، مدل‌های کسب‌وکار و به‌ویژه کار شایسته.

هفته گذشته فرصتی فراهم شد تا بنا به دعوت و در کنار جمعی از جوانان دغدغه‌مند مرکز دیپلماسی جوانان، در اجلاس جوانان و اقتصاد دیجیتال سازمان همکاری‌های شانگهای در بیشکک، پایتخت قرقیزستان، شرکت کنم؛ فرصتی مغتنم برای دیدار با جوانانی از دو گروه: نخست، جوانانی که آینده‌داران سیاست‌گذاری و حکمرانی اقتصادی کشورهای خود بودند و دوم، کارآفرینان جوانی که در حوزه‌های مختلف اقتصاد دیجیتال، در لبه فناوری ایستاده‌اند. سه روز ارتباط فشرده با نمایندگان نزدیک به ده کشور مختلف که اشتراکات ذهنی، زیرساختی و فرهنگی فراوانی با ایران دارند، فرصت‌ها و دستاوردهای ارزشمندی را برای ما فراهم آورد؛ هم از منظر یادگیری و هم از منظر توسعه روابط دوجانبه و چندجانبه.

دسته نخست، عمدتا جوانان کمتر از ۴۰ سال بودند که در نهادهای مختلف، از جمله دفتر نخست‌وزیری، وزارتخانه‌های جوانان، آژانس‌های جوانان و اقتصاد، سازمان‌های اقتصاد دیجیتال و دیگر دستگاه‌ها، مسئولیت سیاست‌گذاری و تنظیم‌گری اقتصاد دیجیتال و موضوعات اقتصادی مرتبط را بر عهده داشتند. این مدعوین با ارائه برنامه‌های دولت‌های متبوع خود، مسیر آینده اقتصاد دیجیتال و به‌ویژه هوش مصنوعی را ــ شعار اجلاس «هوش مصنوعی برای همه» بود ــ ترسیم کردند.

چینی‌ها با ارائه‌ای دقیق، از دستور شی جین‌پینگ برای هدایت تمرکز هوش مصنوعی و اقتصاد دیجیتال به سمت ظرفیت‌های فرهنگی و میراث ملی سخن گفتند. در آنجا نیز مبانی فکری همان مفاهیم اصلی فلسفه آسیای شرقی، به‌ویژه آموزه‌های کنفوسیوسی، بود. پاکستانی‌ها گزارشی از روند دیجیتالی‌شدن اقتصاد خود ارائه کردند؛ ارائه‌ای که ظرفیت‌های سرمایه‌گذاری انجام‌شده و نیز نسبت جامعه با اقتصاد دیجیتال را روشن می‌کرد. ازبک‌ها، تاجیک‌ها، روس‌ها و بلاروس‌ها نیز هر یک یا برنامه‌های روشن خود را ارائه کردند یا محصولات شاخص و نوآورانه‌شان را معرفی کردند.

در این میان، چند نکته حائز اهمیت و توجه بود:

  1. قرقیزستان کشوری است که به‌ خوبی در آستانه ایستاده است. ابتکار این کشور در برگزاری و میزبانی این اجلاس و همچنین معرفی ارزشمند ظرفیت‌ها و اقداماتش، زمینه‌ای فراهم کرد تا همه در جریان تغییر ریل اقتصادی کشوری قرار گیرند که تا پیش از این عمدتا به اقتصاد روستایی وابسته بود. کشوری که شاید هنوز وارد باشگاه کشورهای توانمند اقتصادی نشده است، اما به ‌درستی در آستانه ورود به آن ایستاده است.
  2. 2. تقریبا تمام کشورهای عضو شانگهای در ارتباطی منسجم با یکدیگر کار می‌کردند. این همکاری صرفا در سطح بیانیه‌ها نبود؛ حجم تجارت میان آن‌ها به اندازه‌ای مؤثر بود که اساسا نیازی به برگزاری اجلاس نداشتند. با این حال، آمده بودند تا از برنامه‌های یکدیگر مطلع شوند و فرصت‌های خود را نیز معرفی کنند.

ما به ‌عنوان عضوی جدید در سازمان شانگهای (و بریکس) باید بیش از دیگران تلاش کنیم؛ تلاش کنیم دیده شویم. فرصت‌های ایران، پویایی محیطی کشور، تنوع اقتصادی و ظرفیت‌های متعدد آن باید نه‌تنها به گوش، بلکه به چشم و تجربه تصمیم‌گیران اصلی این کشورها برسد. باید تا می‌توانیم برای میزبانی چنین رویدادهایی پیش‌قدم شویم.

آن‌ها یا پیوندهای سیاسی قدیمی با یکدیگر دارند (مانند سابقه حضور در اتحاد جماهیر شوروی)، یا اشتراکات زبانی و اقتصادی. ما نیز پیوندهایی با این کشورها داریم؛ با برخی پیوندهای دینی، با برخی فرهنگی و زبانی و با برخی نیز سیاسی. اما ما این پیوندها را گاه شل و گاه سفت کرده‌ایم. باید یک‌بار برای همیشه تصمیم بگیریم و مسیر خود را با صراحت و استحکام روشن کنیم. آن‌ها نمی‌دانند باید با ما چگونه باشند. امیدوارم دوران پساجنگ، نقطه عزیمت ما به سوی همگرایی برای توسعه باشد؛ امیدوارم.

  1. جالب‌تر از همه، نقش ترکیه و سیاست‌های آینده‌نگرانه آن بود. ترکیه با وجود آنکه عضو شانگهای نیست و حتی از جهاتی، به واسطه عضویت در ناتو، در سوی دیگری قرار دارد، رد پای خود را در جای‌جای این کشورها برجای گذاشته است؛ حتی بدون همسایگی جغرافیایی.

سرمایه‌گذاری‌های قابل توجه ترکیه در قرقیزستان و کشورهای مشابه ــ کشورهایی که نه مرز مشترک دارند، نه زبان مشترک و نه حتی سیاست‌های مشترک ــ یک معنا بیشتر ندارد: توسعه، پارادایمی غیرایدئولوژیک است.

این موضوع زمانی برایم ملموس‌تر شد که سفیر ایران گفت دانشگاه ترکیه‌ای قرقیزستان شش هزار دانشجو دارد، از بهترین دانشگاه‌های این کشور است و بخش عمده‌ای از دانش‌آموختگان آن به تصمیم‌گیران و بدنه دیوان‌سالاری کشور مشاوره می‌دهند.

  1. دنیای دیجیتال و به‌ ویژه هوش مصنوعی یک ویژگی عجیب دارد؛ «منتظر کسی نمی‌ماند». منتظر نمی‌ماند تا ما تصمیم بگیریم چگونه نسبت خود را با آن تعریف کنیم. منتظر نمی‌ماند تا فلان دستگاه یا فلان فرد بخواهد به خود بیاید.

امسال حتی در نشست سازمان بین‌المللی کار، سخنرانی دبیرکل و یکی از محورهای اصلی اجلاس به موضوع هوش مصنوعی و مفهوم کار شایسته اختصاص یافته است. اگر برنامه‌ای برای ارتقای جدی شاخص‌های اقتصادی خود داریم، باید هرچه سریع‌تر تصمیم بگیریم. هر تصمیمی، قطعا از بی‌تصمیمی بهتر است؛ حتی اگر آن تصمیم، تصمیم مطلوب من و امثال من نباشد.

پنجره‌های زیادی در حال بسته شدن است؛ پنجره‌هایی همچون ارتقای زیرساخت‌های هوش مصنوعی، جمعیت جوان و کریدورهای جغرافیایی که در حال تغییرند.

آن زمان که پنجره اندیشه در غرب گشوده شد، رنسانس شکل گرفت و توسعه به مسئله‌ای محوری تبدیل شد، ما هنوز نتوانسته بودیم به مدل بومی خود برسیم. بعدها نیز، هنگامی که پنجره توسعه صنعتی در آسیا، به‌ویژه آسیای شرقی، گشوده شد، ما رگ دست امیرکبیر را زدیم تا مبادا مسیر اصلاحات را ادامه دهد. پس از آن نیز کم‌وبیش همین روند تکرار شد.

البته این سخنان نافی همه اتفاقات خوب و تغییرات مثبتی که در ایران رخ داده نیست؛ اما کشوری با این میزان از تمدن، ظرفیت و سرمایه انسانی، ناگزیر است برای دستیابی به توسعه ایرانی، هم سریع‌تر و هم قدرتمندتر در مسیر خود بدود. این دوندگی هم فرهنگی و متوجه مردم است، هم سیاسی و متوجه حاکمیت، و هم اقتصادی و متوجه بخش خصوصی.

من هنوز امید دارم…